خیلی اتفاق افتاده که در جمع دوستان و یا خانواده در مورد زنان خیابانی ٬دختران فراری و... بحث کرده ایم و زنانی که احساس می کردند پاکدامنشان را تنها و تنها مدیون خودشان هستند ٬ بسیار راحت حکم می دادند و محکوم می کردند.و من هر بار می اندیشیدم که ما انسانها چقدر بیرحم هستیم و چقدر مغرور.
بارها از خود پرسیده ام اگر هر روز از دست پدر و برادر کتک می خوردم و سالها حق هر اظهار نظر و آزادی ای از من سلب می شد٬ از خانه فرار نمی کردم؟ ما چه می دانیم در خانه ها چه بر سر دخترکانمان می آید که نا امنی و فرار را به آن ترجیح می دهند.ما چه می دانیم که با آنها چه می کنند که هم خوابگی با اراذل را به بودن در کانون گرم !خانواده ترجیح می دهند.
وقتی حرف فاطمه پژوه می شود ٬بسیاری گویند می خواست با آن مرد خلافکار زندگی نکند.آیا اینان نمی اندیشند زنی که آنقدر آموزه هایش اشتباه است که می گوید:" اورا دوست داشتم ٬چون هیچ بدی به من نکرده بود فقط معتادم کرده بود." آیا می تواند بهتر از این انتخاب کند؟
وقتی حرف از عاطفه نوجوان می شود چطور می توانیم با بیرحمی گوئیم که حقش اعدام بود چون فاسد بود و جامعه را فاسد می کرد؟مگر به او جز تن فروشی چیز دیگری آموخته بودند؟کدامیک از ما به او گفته بود که شیوه ی زندگی اش نادرست است؟اصلاً مگر چاره ای جز تن فروشی داشت؟اگر روزی در روزنامه ای می خواندیم که در اثر گرسنگی مرد ٬مگر نه اینکه لحظه ای حسرت می خوردیم و بعد فراموش می کردیم ؟
وقتی حرف از بیجه می شود همه فحش و نفرین می کنند ٬اما هیچ کس لحظه ای نمی اندیشد که چه بر سر بیجه آمد که این طور حیوان شد؟چرا وقتی در روزنامه ها می خوانیم ۸۰ درصد کودک آزارها و فواحش در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند ٬هیچ نمی کنیم برای کودکان امروز؟مگر نه اینکه همه افراد یک جامعه مسئول جامعه ی خویشند؟مگر مایی که برای به دار آویختن بیجه هلهله می کنیم روزی بی تفاوت از کنارش نگذشتیم؟
چرا کسانی که موافق قصاص افسانه بودند ٬با این استدلال که لابد خودش می خواسته که با وجود پیشنهادات آن مرد باز در خانه اش مانده یک لحظه نمی اندیشند که اگر نمی ماند چه می کرد؟اگر با دو کودک آواره ی خیابانها می شد کدامیک از ما دستش را می گرفت.در خانه آن مرد تنها خودش در خطر بود اما در خیابان باید نگران دو کودکش هم می بود .
کسانی که موافق سنگسار زنان خائنند ٬آیا نمی دانند که بسیاری از آنها قربانیان ازدواجهای اجباری و خشونتهای خانگی اند؟شمایی که راحت می گویید : طلاق بگیرند. واقعاً شرایط ایران و خانواده های ایرانی را نمی دانید یا خودتان را به نادانی می زنید؟خیانت هرگز پسندیده نیست ٬فکر نکنم کسی در رویاهایش خواب خیانت را ببیند. اما کاش می دانستیم که چه بر سر زنان می آوریم که حاضرند به خاطر یک لحظه خوشبختی هر عذابی را به جان بخرند. و در آخر می پرسم آیا مجازات خائن به زندگی زناشویی مرگ است؟
اصلاً نمی خواهم از اعمال آنها دفاع کنم و یا آنها را مبری از هر گناه و اشتباهی دانم.فقط می خواهم از همه پاکدامنان و فرشتگان بپرسم اگر ما جای آنها بودیم چه می کردیم؟ایا مطمئنیم که اگر در کودکی وادار به تن فروشیمان می کردند ٬ در بزرگسالی می آموختیم که پاکدامن باشیم؟اگر در کودکی بدترین نوع آزارهای جنسی را تحمل می کردیم و تبدیل به بیماری می شدیم که هیچ کس به فکر درمانمان نیست در بزرگسالی می توانستیم مشفق دیگران باشیم ؟آیا اگر مجبور باشیم که زندگی را تحمل کنیم که هیچ رضایت ٬لذت و علاقه ای در آن نیست٬زندگی که حتی نتوانیم ترکش کنیم٬ خیانت نمی کنیم؟اگر فقر و گرسنگی گریبانمان را بفشارد٬ آیا همه مان ترجیح می دهیم بمیریم و به ذلت تن فروشی تن ندهیم؟ و بسیاری از آیاهای دیگر.فقط می خواهم بگویم بیاموزیم که در مورد هم این قدر راحت قضاوت نکنیم.شاید خودمان روزی مجبور به انتخاب شویم و همانی را برگزینیم که آنها کردند.
من مطمئن نیستم که اگر در شرایطی غیر از این زیست می کردم همین نازلی بودم ٬که اکنون هستم.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
تفهيم اتهام پروين اردلان و نوشين احمدي خراساني در دادگاه انقلاب


دیشب