تبليغاتX
چهره ی زن هنرمند در جوانی

چهره ی زن هنرمند در جوانی

 

خیلی اتفاق افتاده که در جمع دوستان و یا خانواده در مورد زنان خیابانی ٬دختران فراری و... بحث کرده ایم و زنانی که احساس می کردند پاکدامنشان را تنها و تنها مدیون خودشان هستند ٬ بسیار راحت حکم می دادند و محکوم می کردند.و من هر بار می اندیشیدم که ما انسانها چقدر بیرحم هستیم و چقدر مغرور.

بارها از خود پرسیده ام اگر هر روز از دست پدر و برادر کتک می خوردم و سالها حق هر اظهار نظر و آزادی ای از من سلب می شد٬ از خانه فرار نمی کردم؟                                                                         ما چه می دانیم در خانه ها چه بر سر دخترکانمان می آید که نا امنی و فرار را به آن ترجیح می دهند.ما چه می دانیم که با آنها چه می کنند که هم خوابگی با اراذل را به بودن در کانون گرم !خانواده ترجیح می دهند.

وقتی حرف فاطمه پژوه می شود ٬بسیاری گویند می خواست با آن مرد خلافکار زندگی نکند.آیا اینان نمی اندیشند زنی که آنقدر آموزه هایش اشتباه است که می گوید:" اورا دوست داشتم ٬چون هیچ بدی به من نکرده بود فقط معتادم کرده بود." آیا می تواند بهتر از این انتخاب کند؟

وقتی حرف از عاطفه نوجوان می شود چطور می توانیم با بیرحمی گوئیم که حقش اعدام بود چون فاسد بود و جامعه را فاسد می کرد؟مگر به او جز تن فروشی چیز دیگری آموخته بودند؟کدامیک از ما به او گفته بود که شیوه ی زندگی اش نادرست است؟اصلاً مگر چاره ای جز تن فروشی داشت؟اگر روزی در روزنامه ای می خواندیم که در اثر گرسنگی مرد ٬مگر نه اینکه لحظه ای حسرت می خوردیم و بعد فراموش می کردیم ؟

وقتی حرف از بیجه می شود همه فحش و نفرین می کنند ٬اما هیچ کس لحظه ای نمی اندیشد که چه بر سر بیجه آمد که این طور حیوان شد؟چرا وقتی در روزنامه ها می خوانیم ۸۰ درصد کودک آزارها و فواحش در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند ٬هیچ نمی کنیم برای کودکان امروز؟مگر نه اینکه همه افراد یک جامعه مسئول جامعه ی خویشند؟مگر مایی که برای به دار آویختن بیجه هلهله می کنیم روزی بی تفاوت از کنارش نگذشتیم؟

چرا کسانی که موافق قصاص افسانه بودند ٬با این استدلال که لابد خودش می خواسته که با وجود پیشنهادات آن مرد باز در خانه اش مانده یک لحظه نمی اندیشند که اگر نمی ماند چه می کرد؟اگر با دو کودک آواره ی خیابانها می شد کدامیک از ما دستش را می گرفت.در خانه آن مرد تنها خودش در خطر بود اما در خیابان باید نگران دو کودکش هم می بود .

کسانی که موافق سنگسار زنان خائنند ٬آیا نمی دانند که بسیاری از آنها قربانیان ازدواجهای اجباری و خشونتهای خانگی اند؟شمایی که راحت می گویید : طلاق بگیرند. واقعاً شرایط ایران و خانواده های ایرانی را نمی دانید یا خودتان را به نادانی می زنید؟خیانت هرگز پسندیده نیست ٬فکر نکنم کسی در رویاهایش خواب خیانت را ببیند. اما کاش می دانستیم که چه بر سر زنان می آوریم که حاضرند به خاطر یک لحظه خوشبختی هر عذابی را به جان بخرند. و در آخر می پرسم آیا مجازات خائن به زندگی زناشویی مرگ است؟

اصلاً نمی خواهم از اعمال آنها دفاع کنم و یا آنها را مبری از هر گناه و اشتباهی دانم.فقط می خواهم از همه پاکدامنان و فرشتگان بپرسم اگر ما جای آنها بودیم چه می کردیم؟ایا مطمئنیم که اگر در کودکی وادار به تن فروشیمان می کردند ٬ در بزرگسالی می آموختیم که پاکدامن باشیم؟اگر در کودکی بدترین نوع آزارهای جنسی را تحمل می کردیم و تبدیل به بیماری می شدیم که هیچ کس به فکر درمانمان نیست در بزرگسالی می توانستیم مشفق دیگران باشیم ؟آیا اگر مجبور باشیم که زندگی را تحمل کنیم که هیچ رضایت ٬لذت و علاقه ای در آن نیست٬زندگی که حتی نتوانیم ترکش کنیم٬ خیانت نمی کنیم؟اگر فقر و گرسنگی گریبانمان را بفشارد٬ آیا همه مان ترجیح می دهیم بمیریم و به ذلت تن فروشی تن ندهیم؟ و بسیاری از آیاهای دیگر.فقط می خواهم بگویم بیاموزیم که در مورد هم این قدر راحت قضاوت نکنیم.شاید خودمان روزی مجبور به انتخاب شویم و همانی را برگزینیم که آنها کردند.

من مطمئن نیستم که اگر در شرایطی غیر از این زیست می کردم همین نازلی بودم ٬که اکنون هستم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

تفهيم اتهام پروين اردلان و نوشين احمدي خراساني در دادگاه انقلاب

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 9:16 PM  توسط نازلی  | 

کبری در آستانه اعدام

دختران مقتول می گویند:"کبری با قساوت مادر دلسوز! ما را کشت.باید قصاص شود."

کبری می گوید:"دیگر خسته شدم٬بین مرگ و زندگی دست و پا می زنم و هنوز تکلیفم روشن نشده."

همه می گویند:"رحم کنید٬رهایش کنید.تاوان تمامی گناهان ناکرده اش را هم پس داد.شش سال ٬شبانه روز٬کابوس مرگ را دیدن کافی نیست؟"

خدایا سهم او از زندگی چیست؟فقر ٬بدبختی٬حقارت٬قتل و اعدام؟      همین؟

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------

دنیای تازه

دریچه ی دنیایی ناشناخته و دور به رویم گشوده شده.دنیایی که در آن ارزش آدمها تنها به زیبایی شان٬جذابیتشان و ثروتشان است.دنیای پستی که در آن زنان و مردان حقارت بردگی را به جان می خرند تا محبوب باشند.دنیایی که دائم در آن تبلیغ می شود که تا زیبا نباشید٬خوش اندام نباشید و عشوه نفروشید ارزش ندارید.دنیایی که روز به روز گسترش می یابد.دنیایی که آدمها را از خودشان دور می کند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

آمار وحشتناک:

۴۰ درصد مردان و ۵۰ درصد زنان اختلالات جنسی دارند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

چه معنی داره دختر پسر با هم برن اردو!؟

براساس بخشنامه ای که به دانشگاهها ابلاغ شده٬اردوهای تفریحی دانشجویی نباید مختلط باشه.

مدیر کل حراست وزارت علوم قسم خورده که این مساله ربطی به دولت نهم نداره.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 11:3 PM  توسط نازلی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 خرداد1385ساعت 8:28 AM  توسط نازلی  | 

بیانیه در حمایت از زنان دستگیر شده در تجمع 22 خرداد

اين نامه در وبلاگي كه برای حمایت از تجمع آرام و مسالمت آمیز زنان در بیست و دوم خرداد راه اندازي شده منتشر شده است:

متاسفانه تجمع مسالمت آمیز جمعی از زنان در میدان هفت تیر با دخالت نیروی انتظامی به خشونت کشیده شد و پلیس های زن به ضرب و شتم شرکت کنندگان در تجمع پرداختند و در نهایت نیز عده ای بازداشت شدند .تجمع مزبور پژواک خواست جامعه زنان ایران در دست یابی به حقوق اساسی خود و پایان بخشی به تبعیضات جنسیتی است که ریشه در نهضت بیداری ایرانیان از انقلاب مشروطه تا کنون دارد .از آنجاییکه این تجمع حق مسلم اعلام کنندگان فراخوان و شرکت کنندگان است لذا ما امضا کنندگان ، ضمن محکوم کردن اقدام نیروی انتظامی نکاتی را به شرج زیر عرض کرده و مصرانه خواهان آزادی سریع و بی قیدوشرط بازداشت شدگان هستیم...

۱-برابر با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برگزاری تجمعات و راهپیمایی در صورت عدم حمل سلاح و توهین به مبانی اسلام ، آزاد است و کسی حق ندارد مانع از آن شود.

۲-آنچه به عنوان مطالبات تجمع کنندگان عنوان شده، مجموعه ای از خواسته های به حق و معوقه زنان است که طی بيش از يك دهه بارها اعلام و با بی اعتنایی مسولان روبرو شده است این مطالبات و این تجمع به هیچ عنوان سیاسی نبوده، بلکه در زمره حقوق شهروندی است لذا سیاسی خواندن آن و امنیتی جلوه دادن آن جفای مضاعفی است به زنانی که با توسل به شیوههای مدنی، مطالبات شان را دنبال می کنند و تقویت کننده موضع کسانی است که می کوشند اعتراضات غیر مدنی و آشوب گرایانه را جایگزین اعتراضات مدنی کنند .شیوه برخورد خشن با تجمع مسالمت آمیز فوق که امنیت بخشی از شهروندان را به مخاطره افکنده است در واقع مصداق نقض امنیت ملی است.

۳-توسل به خشونت به جای تامین امنیت برگزاری تجمعات شهروندان ناقض حقوق بشر، ناقض امنیت کشور و مغایر وظیفه ذاتی نیروی انتظامی است بنابراین مسولیت تخلفات و اقدامات نامناسب صورت گرفته بر عهده وزارت کشور است و از شخص وزیر کشور به عنوان مسئول نیروی انتظامی موظف است که با رسیدگی به موضوع ، زمینه احقاق حقوق و دلجویی از بازداشت شدگان و قربانیان خشونت مراسم فوق را در اسرع وقت فراهم سازد و با خاطیان برخورد کند .بی شک این رویداد تلخ ، آزمون مهمی در راست آزمایی دعاوی دولت مهرورزی در بین افکار عمومی است .

در پایان از مسئولین امر می خواهیم تا با رعایت حقوق شهروندی دستور آزادی سریع بازداشت شدگان را صادر نمایند تا در شرایط حساس کنونی، مخاطرات بیشتری گریبانگیر امنیت کشور نشود...

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

اعتراض هواداران حركت جهاني زنان به سرکوب تجمع مسالمت‌آمیز زنان در 22 خرداد 85

اعتراض عفو بين الملل، ديده بان حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز به سركوب تجمع زنان

حمایت های سازمان های فرانسوی از تجمع کنندگان و اعتراض آنها به سرکوب تجمع کنندگان

نامه سناتور فرانسوي به سفير ايران در فرانسه: از حاکمین کشور خود آزادی دستگیر شدگان را بخواهید

بیانیه کانون نویسندگان ایران در باره سرکوب های اخیر

محمود آخوندي:برگزاري تجمع براي بيان خواسته‌‏هاي صنفي حق قانوني افراد است

بهمن کشاورز: طبق اصل ۲۷ قانون اساسی همه مردم حق برگزاری اجتماع بدون سلاح را دارند

درخواست مدافعان حقوق بشر از مسوولان ايراني:بازداشت شدگان تجمع دوشنبه را آزاد کنيد

پرونده بازداشت شدگان تجمع22 خرداد، شنبه به دادسراي انقلاب مي رود

وكيل مدافع شاكيان پرونده تجمع 8مارس:ضابطان قضايي حق ضرب و شتم شهروندان را ندارند

آزادي تعدادي از دستگير شدگان تجمع زنان

گزارش تجمع اعتراضی زنان در میدان هفت تیر _22 خرداد ۱۳۸۵

20 نفر از بازداشت شدگان 22 خرداد همچنان در بازداشت هستند

ديده بان حقوق بشر بروخورد با تجمع زنان را محكوم كرد

ياران جنبش زنان را آزاد كنيد/نوشين احمدي خراساني

بازتاب تجمع 22 خرداد زنان در ديگر رسانه ها:
خشونت در سرکوب تظاهرات زنان/خبرنگاران روز از تهران
دستگيرى و خشونت در تجمع مسالمت آميز ميدان هفت تير /صداي آلمان
خواسته هاي زنان نه غير منطثق و نه غير شرعي/فخرالسادات محتشمي پور
زنان در مقابل زنان در تجمع 22 خرداد /كانون زنان ايراني
بيانيه سازمان ادوار دفتر تحکيم وحدت پيرامون بازداشت دبير کل،اعضا و فعالان حقوق زنان: صدای پای فاجعه می آید
اطلاعيه روابط عمومي انجمن اسلامي دانشگاه تهران و علوم پزشكي در رابطه با سركوب تجمع زنان
بيانيه انجمن اسلامي دانشگاه علامه در اعتراض به سركوب تجمع زنان
اعلام حمايت از تجمع زنان ايراني/روز
از ماست که بر ماست؟/ليلي پورزند
تجمع آرام با باتوم هاي سبز سركوب شد /كانون زنان ايراني
اطلاعیه روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت پیرامون سرکوب تجمع زنان
سرکوب تجمع زنان در ميدان هفتم تير/روز
سركوب برنامه ريزي شده جنبش زنان در ميدان هفت تير/تحكيم نيوز
تجمع اعتراضى زنان در ميدان هفت تير/گفت و گوي صداي آلمان با شهلا انتصاري
تفاوت در روايت هاي ديده شده:زنان کتک نخوردند، احساس کتک کردند/روز
فراخوان برای "تجمع اعتراضی زنان" / گفتگوي صداي آلمان با فخر السادات محتشمى‌پور
انتقال ۷۰ نفر از دستگيرشدگان تجمع زنان به اوين/شرق
برای ژیلا بنی یعقوب و سر پرشورش؛میترا شجاعی
مقابله خشونت آميز نيروهای انتظامی جمهوری اسلامی با تظاهرات مسالمت آميز زنان/VOA
"اولويت" هاي رسانه اي/حسين باستاني
حق اعتراض، مجوز لازم ندارد / گفتگوي صداي آلمان با بهاءالدين ادب
برپايی تجمع مسالمت‌آميز؛ معضلی هميشگی در جمهوری اسلامی، احمد زيدآبادی، بی بی سی
اگر زنان حرف بزنند/روز
تظاهرات ۲۲ خرداد زنان در تهران/VOA
واكنش‌هاى بين‌المللى نسبت به ضرب و شتم مدافعان حقوق زنان در ايران/ گفتگوي صداي آلمان با دكتر لاهيجى
برخورد نيروهای انتظامی با تظاهرات مردمی ميدان هفت تير/گفتگو VOAبا فاطمه حقيقت جو
مقابله با بن بست-فرهاد رهبر/روز

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 1:1 PM  توسط نازلی  | 

چرا؟؟؟چرا این گونه می کنند این ددمنشان؟؟آیا اگر بی تفاوت بودند٬اجازه می دادند همانطور که ما می خواستیم مسالمت آمیز برگزار شود٬اگر رها می کردند بهتر نبود؟بازتاب خبری بهتری نداشت؟

شرح ماوقع چه بود؟وحشی گری٬حیوانیت.

زنان جوانی بودند پوشیده شده در چادر های مشکی ٬مسئول جمع آوری زنان .تا مبادا دستان مردان پلیس به نوامیس ملت بخورد و اسلام نابود شود.اما غافل از اینکه اسلام در میان فحشهایی که به نامش فریاد می زنند و سر هایی که به نام آن مظلوم می شکنند نابود می شود.افسوس٬افسوس...

مردانی بودند در لباس پلیس.حافظان امنیت .حقوق بگیران مردم که می زدند و می زدند و با نزدیک شدنشان فریاد مردم (ولی نعمتهاشان) بلند می شد.و در کنار آنها هر احساسی داشتیم جز احساس امنیت.

مردانی دیگر بودند با ریشهای انبوه و کت و شلوارهای اتو زده.مردانی به نام حاجی.می زدند در صورت دخترکان جوان که چرا در خیابان فریاد می زنند.در میان جمعیت راه می رفتند و برمی گزیدند و با اشارتی به زنان چادر پوش و مردان حافظ امنیت فرمان دستگیری می دادند.حاجیان اسلام پناهی که در پاسخ کنجکاوی عابرین می گفتند:"زنان فاسد و معتاد را جمع می کنیم."

مردانی بودند که فریاد می زدند.زنانی بودند که بدون ترس می ایستادند و شعار می دادند.دخترانی بودند که در جواب عابری که پرسید از طرف چه تشکلی هستید با تمام وجود فریاد زدند:"ما از طرف هیچ تشکلی نیستیم ٬ما از طرف ملت ایران فریاد می زنیم."

ملت ایران؟

و ملتی بودند که می دیدند٬می پرسیدند و می گذشتند.مردانی بودند که مدتها پرسه می زدند تا بفهمند چه خبر است و وقتی می فهمیدند فاتحانه لبخند می زدند و شتابان می رفتند تا برای منزل بگویند از واقعه ای که در قلب آن بودند!  زنانی بودند که می پرسیدند چه خبر است؟ می شنیدند تجمع در اعتراض به قوانین زن ستیز است .می گفتند:"آزادی می خواهید؟از این بیشتر ؟دختر مگر می خواهی لخت به خیابان بیایی؟"معنای آزادی نطقمان را کور کرد و آن  زنان عفیفه سر افراز به خانه هاشان رفتند تا برای مردانشان تعریف کنند و آنها بدانند چه گوهرهایی در خانه دارند و بر خود ببالند.دختران شیک پوشی بودند که وقتی می شنیدند برای چه خواهران و برادرانشان کتک می خورند با بی تفاوتی می گذشتند.یکی می گفت :"شما را به خدا کاری نکنید فردا به مانتو هامان گیر دهند."دیگری می گفت:"چه احمقانه!زنان احساساتی اند اگر حق طلاق به آنها بدهند هیچ خانواده ای باقی نمی ماند." و سومی دوستش را کشان کشان می برد چون این کارها در شان او نبود.

مردی بود که به شیوه ی لباس شخصی ها بر سر زنی فریاد می زد٬فحش می داد و می خواست که او را بزند.زن ترسید و رفت.و او شادمانه به دوستش گفت:"چه کیفی داد."و به راهش ادامه داد.عابر بود.

بسیجی هایی بودند که به نام اسلام به دختران متلک می گفتند و با چشمان دریده سرا پایشان را می جوئیدند.آمده بودند تا امنیت نوامیس مردان به خطر نیفتد.اسلام را به دست چه نا مسلمانانی سپرده ایم ما.

مردانی بودند که می خواستند عادل باشند و زنانی که می خواستند برابر بزید.مردان و زنانی که به همین جرمها رفتند به ناکجا.

و زنانی هستند که بهشت زیر پای آنهاست و چراغ هر خانه ای بی آنها خاموش است اما کتک می خورند٬حق انتخاب برای آینده و زندگی خود ندارند ٬نسبت به نطفه ای که به آن جان می دهند هیچ حقی ندارند.زنانی که چون می گویند زودتر از مردان می فهمند در نه سالگی بالغ می شوند اما شهادتشان نصف مردان ارزش دارد.زنانی که همیشه جنس دومند.

و هنوز قوانینی هست٬ تبعیض آمیز.دولت مردانی هستند ٬قیم مآب.پلیسی هست٬ سر کوبگر. و عدالتی٬هست نابرابر.

با این همه ما کار بزرگی کردیم.همین اعتراضات کوچک آغازی ست برای تغییرات بزرگ.هیچ سخنی به اندازه این شعر فروغ گویا نیست:

...شاید حقیقت آندو دست جوان بود٬

آن دو دست جوان

که زیر بارش یکریز برف مدفون شد

و سال دیگر ٬وقتی بهار

با آسمان پشت پنجره همخوابه می شود

و در تنش فوران می کنند

فواره های سبز ساقه های سبکبار

شکوفه خواهد داد ٬ای یار ٬ای یگانه ترین یار

 

ولی امروز روز تلخی بود.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

خشونت در تجمع زنان در ميدان هفت تير و بازداشت بيش از 60 نفر از تجمع كنندگان

قطعنامه پاياني تجمع 22 خرداد زنان در اعتراض به قوانين زن‎ستيز

 بیانیه شماره 3: خشونت پلیس در برخورد با تجمع مسالمت آمیز زنان را محکوم می کنیم

بازداشت مهندس موسوي خوئيني

گزارش تصويري از اين تجمع 

انتقال تعدادي از بازداشت شدگان به زندان اوين

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

اسامی تعدادی از بازداشت شدگان به نقل از ادوار نیوز:

مهندس موسوي خوئيني ( دبير كل سازمان دانش آموختگان ايران )
سميرا صدري ( عضو شوراي سياستگذاري سازمان )
بهاره هدايت (‌دبير كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت)
ژيلا بني يعقوب ( روزنامه نگار و فعال زنان)
بهمن احمدي امويي (نويسنده)
عاطفه يوسفي ( دبير انجمن اسلامي دانشگاه شريف )
علي روزبهاني ( فعال دانشجويي دانشگاه شريف )
سيامك طاهري ( روزنامه نگار)
ليلا محسني ( فعال دانشجويي دانشگاه پلي تكنيك)
وحيد مير جليلي ( فعال دانشجويي دانشگاه شريف )
معصومه لقماني ( فعال دانشجويي دانشگاه الزهرا)
امين قلعه‌اي (فعال دانشجويي دانشگاه اصفهان)
دلارام علي ( فعال دانشجويي دانشگاه تهران ) 
 فرناز معیریان (دانشجوی دانشگاه علامه)  
فرشته حبیب اللهی (دانشجوی دانشگاه شریف )
لیلا محسنی نژاد (دانشجوی پلی تکنیک )  

دلارام آرام فر و شبنم کاظمی و نسیم سلطان بیگی                                                              

همچنين صبح روز ۲۲ خرداد  در پي تهديدات متعدد تلفني از سوي نيروهاي امنيتي خانم شهلا انتصاري از فعالان زن دستگير شده اند . 
---------------------------------------------------------------------------------------------------

۳/۲۴

دیروز خبر دار شدیم که بچه ها را یکی یکی آزاد می کنند.امیدواریم. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 11:11 PM  توسط نازلی  | 

بالاخره رسید.امروز ۲۲ خرداد است.امروز دست به دست هم ٬هم دل و همزبان برای دنیایی برابر فریاد می زنیم و به همگان خواهیم فهماند که ما همه انسانیم٬برابریم.

امروز ما زنان و مردان ایرانی گام بزرگی را برای دنیای بهتر٬دنیای برابر برخواهیم داشت.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

خدا کند قیمان٬پدرسالاران اجازه دهند روز آرام و بی خشونتی داشته باشیم.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

بيانيه شماره 2: با حرکتی آرام و مدنی به شکل مسالمت آمیز در ”پارک“ ميدان هفت تیر گرد هم می آییم

اعلام حمايت جمعي از زنان آذربايجان از تجمع زنان در 22 خرداد در تهران

حمایت 111تن ازفعالان دانشجویی و دانش آموختگان دانشگاهها از فراخوان تجمع زنان

همزمان با اعلام فراخوان تجمع 22 خرداد: افزایش فشارهای امنیتی بر فعالان جنبش زنان

احضار شبانه فریبا داوودی مهاجر مسئول کمیته زنان سازمان دانش اموختگان به دادگاه انقلاب 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 10:47 AM  توسط نازلی  | 

مردان به هم تبریک می گفتند.زنان هلهله می کردند.
خبرنگار با خوشحالی اعلام کرد:"عراق یکپارچه شور است."
جوانان در خیابان پایکوبی می کنند.خانواده ی مقتولین٬ در مرگ قاتل سر از پا نمی شناسند.
زرقاوی مرده است.
دوستی برایم sms زد:"دشمنان بشریت باید نابود شوند٬چه با جبر روزگار چه با آتش گلوله.کشته شدن زرقاوی بر همه انساندوستان مبارک."
شادی ای بر خون بنا شد.هه!مرگ٬ شادی آورد!
ما انسانها تا کی بر پا کنندگان جشن مرگ خواهیم بود؟تا کی زرقاوی هایی سازیم که بذر کینه پراکنند؟کینه ای که این چنین بر مرگ دست افشانی کند؟
 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
۳/۱۷
 
۱۰ روز از ناپدید شدن هومن گذشت.
 
ياشار قاجار و عابد توانچه در اعتصاب غذا
 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
۳/۱۸
 
 
 

هومن کاظمیان آزاد شد

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

۳/۲۰

22 خرداد: روز همياري زنان و مردان ايراني براي ”احقاق حقوق زنان“

اطلاعيه سازمان بين الملي حقوق بشر اول درمورد تجمع 22 خرداد زنان ايران

اطلاعيه سازمان عفو بين المللي در مورد تجمع زنان در 22 خرداد

زنان در سوئد ميزگرد 'خشونت علیه زنان' همزمان است با روز تجمع 22 خرداد

اطلاعيه سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان در مورد تجمع 22 خرداد

روزي از آن خود، شهري از آن ما-نوشین احمدی خراسانی
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 4:33 PM  توسط نازلی  | 

نويسنده: زنستان
 
logo-zananzzzz.jpg
 
از زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطه، طي 100 سال گذشته، تلاش زنان ايراني همواره متوجه دستيابي به حقوق برابر و انساني بوده است. اما با وجود تمامي اين تلاش ها، در کليه قوانين از جمله قوانين مدني و جزايي، حقوق اوليه زنان همچنان ناديده گرفته شده و بن بست هاي قانوني بسياري را بر زندگي زنان جامعه ايراني تحميل کرده است.
ما زنان در 22 خرداد سال گذشته يک دل و يک صدا اعتراض خود را به کليه قوانيني که حقوق زنان را نقض کرده ابراز داشتيم اما مطالبات بر حق ما همچنان بي پاسخ مانده است. بدين سبب امسال نيز در پيگيري قطعنامه 22 خرداد سال گذشته دوباره گرد هم خواهيم آمد و خواسته هاي مشخص خود را از جمله منع چندهمسري، لغو حق طلاق يکطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفري دختران به 18 سال، حق شهادت برابر، و لغو قانون قراردادهاي موقت كار و ديگر قوانين تبعيض‎آميز اعلام خواهيم کرد.
از اين رو از همه شهرونداني که به نقض حقوق زنان در قوانين موجود اعتراض دارند مي خواهيم به گردهم آيي که به اين منظور در روز دوشنبه 22 خرداد ماه 1385 (ساعت 5 الي 6 بعدازظهر در ميدان هفت‎تير) برگزار مي‎شود بپيوندند.
 
حمايت سازمان هاي بين المللي حقوق بشر و زنان در ديگر كشورها از تجمع زنان ايران در22 خرداد
 
انجمن زنان نوبليست از تجمع 22 خرداد زنان ايراني حمايت كردند
 
گاياتري اسپيواك فمينيست و نظريه‎پرداز جهان از تجمع 22 خرداد زنان ايراني حمايت كرد
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 8:51 AM  توسط نازلی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 8:39 AM  توسط نازلی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 خرداد1385ساعت 10:40 AM  توسط نازلی  | 

روز غریبی بود امروز.گریه کردم.

من دیوانه وار دنبال خودم می گردم.داشتم خودم را می یافتم.نگذاشتند٬نمی گذارند.خسته ام.سر در گمم.کاش می گذاشتید .گاه فکر می کنم چه گناهی کرده ام که این گونه تاوان می دهم.

متنفرم از اینکه در گیر خودم شوم.فرار می کنم.عذاب می کشم وقتی می بینم و می شونم که مردمان در رنجند و گرفتاری های کوچکم نمی گذارند که من از رنج آنها آگاه شوم.می ترسم از روزی که وقت مرگم فرا رسد و در خاطراتم هیچ نباشد جز خودم.می ترسم از روزی که برای کودکانم هیچ نداشته باشم جز خودخواهی های بی ارزش شخصی.می ترسم از روزی که عشقی سد راه شدنم شود.من از تمام ترسهایم می ترسم.من از خودم می ترسم.می ترسم از اینکه این خود مانع از رفتنم شود.می خواهم رها شوم.احساس اسارت می کنم.نمی شناختمش.نمی دانم از اینکه باز احساس انسانی دیگری را تجربه می کنم باید شادمان باشم یا از این احساس بهراسم.احساس می کنم نیرویی ما فوق دست و پایم را گرفته و از رفتن بازم می دارد.

"عشق آزادی ست٬عشق آدمی زادی ست."من آزادم؟

آزاد بودم.آزادی ام را دوست داشتم .من از زندگی ام راضی بودم.

کسانی که ادعای دوست داشتنم را دارند به زور پایبندم می کنند.بگذارید بروم ٬بگذارید بروم.می خواهم بروم جائی که کسی را نشناسم ٬کسی دوستم نداشته باشد.می خواهم بدوم.بگذارید بدوم.

من از جنگهای دائمم خسته شدم٬بگذارید اندکی در صلح بزیم.من از اسارتهایم بیزارم٬بگذارید اندکی آزاد بزیم.من از زیستن برای دیگران ناشادم٬بگذارید اندکی برای خودم بزیم.رهایم کنید.رهایم کنید.

من از روز مرگم می ترسم.می ترسم با دستان خالی بمیرم.بگذارید به تمام ترسهایم ریشخند بزنم. 

دوستم نداشته باشید تا از شکستن دلتان رنج نبرم.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دو روز است که دائم تصویر پسری در ذهنم است که شادمانه می خندید و از بالای مبز رد می شد تا من از جایم بلند نشوم.تصویری روشن از پسری که تنها یکبار دیدمش ولی بسیار از او شنیدم٬آنقدر که نزدیک حسش کنم.

نه ٬نه نمی خواهم از او قهرمان بسازم.قهرمان نبود٬جوان بود و سر پر شور داشت و آموخته هایش وادار به تکاپویش می کرد. اما ناپدید شدنش مانند شوکی برایم بود.شنیده بودم از اعتصاب غذای طولانی مدت گنجی٬از مرگ فجیع جزنی٬از قتل کاظمی٬از رنج باطبی وووو همه آنها غمگینم می کردند و می اندیشیدم که چه طور انسانی به خود حق می دهد که با انسانی دیگر چنین بیرحم باشد؟اما ناپدید شدن عابد تکانم داد.دیده بودمش و از این فکر رنج می برم پسری که سر خوشانه می خندید الان چه می کند؟در چه وضعی است؟به هیچ چیز بدی نمی توانم بیندیشم ٬برایم چونان دوستی ست که امید به بازگشتش دارم.عابد برایم شوک عظیمی بود .به من یاد آور شد که چه نزدیک است دشمن.چه تلخ است اسارت.چه سخت است زندگی.عابد یکی بود مثل همه ما و همین تکانم داد.یکی بود مثل همه.

هومن کاظمیان  از فعالين دانشجويي دانشگاه تهران هم ناپدید شد.خبر را در وبلاگ کوی بخوانید.فقط روز به روز نگرانیمان افزایش می یابد.خدایا هر کجا هستند به سلامت دارشان.

+ نوشته شده در  جمعه 12 خرداد1385ساعت 11:44 PM  توسط نازلی  | 

عابد توانچهدیشب اشرف نژاد زنگ زد و گفت که بهش خبر دادن که عابد رو اطلاعات سپاه گرفته و حالش هم اصلاً خوب نیست.البته از صحت خبر مطمئن نبود.

شش روز از ناپدید شدن عابد می گذره و این خیلی وحشتناکه که هنوز از او خبر مطمئنی نداریم.از صمیم قلب امیدوارم که این خبر درست نباشه و هر کجا هست سلامت باشه.

+ نوشته شده در  جمعه 12 خرداد1385ساعت 9:51 AM  توسط نازلی  | 

کشور مدتی ناآرام است .تبریز ٬اردبیل٬مراغه و سایر شهرهای ترک نشین روزهای نا آرامی را پشت سر می گذارند.ابتدا اعتراضات از کاریکاتوری شروع شد که در آن سهواً به ترکان توهین شده بود ٬اما با ادامه یافتن اعتراضات بحث به تجزیه طلبی کشیده شد.من به عنوان یک ترک هرگز بحث استقلال از ایران برایم مطرح نبوده.چه تفاوتی دارد که تحت لوای ترک متحد زیست کنیم یا تحت لوای ایران؟چه تضمینی هست که با جدا شدن ار ایران به تمام حقوق خود برسیم؟مگر در ایران همه شهروندان آزادند و این حق تنها از ما سلب شده که ما آزادی خود را تنها در استقلال می جوئیم؟من امید دارم که روزی همه ملت ایران دست در دست هم برای شاُن انسانی خود مبارزه کنند .می دانم که مبارزات متحد هفتاد میلیون ثمر بخش تر از مبارزات پراکنده ی این چنینی است.دانشگاه های تهران و امیر کبیر هم روزهاست که شلوغند.اما نه نا آرامی آذربایجان و نه نا آرامی دانشگاه ها دلیل نوشتن این پست نیست.دیروز خبر ناپدید شدن عابد توانچه را شنیدم.در جریان شلوغی های دانشجویان ٬بارها خبر ناپدید شدن و دستگیری فعالین دانشجویی را شنیدم.اما خبر ناپدید شدن عابد برایم مثل یک شوک بود.اخبار دانشگاه امیر کبیر را از وبلاگ توانچه دنبال می کردم.تمام دیشب به او می اندیشیدم٬به او به عنوان نماینده طیفی از دانشجویان .طیفی که می دانند ٬می اندیشند و مبارزه می کنند.افرادی که در این غفلت همه گیر به نام دانشجو که همیشه به عنوان توده ی آگاه و جریان ساز شناخته شده اعتبار می بخشند.دوستانی که هرچند با بسیاری از آنها از نظر ایدئولوژیکی اختلاف دارم٬اما شجاعتشان را ارج می نهم.

من دیشب ترسیدم(همیشه می ترسم) نه برای دستگیر شدگان ٬(از صمیم قلب امید دارم ٬آنها بدانند برای چه خروشیدند و برای چه مبارزه می کنند که ترسیدن برای چنین افرادی بیهوده است) برای ملتی ترسیدم که از فرزندانش و مبارزانش حمایت نمی کند .ملتی که تنها با چشمان پر از ترس نظاره می کند و در دل آرزو دارد که هرگز نوبت او نشود.برای خودم و تو ترسیدم.

امیدوارم که عابد و تمامی دستگیر شدگان سلامت باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 10:17 AM  توسط نازلی  |